جهانمان فرو میریزد. جهانمان بنا میشود. فروریختن جهان اضطراب برمیانگیزد، چندانکه پا پسمیکشیم و در خود فرو میرویم. اما اضطرابی از سنخی دیگر نیز وجود دارد. فروریختن جهان همیشه ملازم است با بناشدن جهانی از بالقوگیها. در خود فرورفتن و پا پسکشیدن نه پایان ماجرا، بلکه ...
ادامه مطلبشخصیت وارگی اشیاء و چیزگونگی در داستان خانه روشنان
از میان داستانهای کوتاه هوشنگ گلشیری شاید هیچکدام به اندازهٔ خانه روشنان آینه تمامقد نظرات و باورهای او نباشد. شخصیت، نثر، میدان بحث شخصیتها، دایره آگاهی آنها و حتی مواضع گلشیری در حوزه نقد ادبی در داستان خانه روشنان متبلور است. در نثر به نثر خانه روشنان...
ادامه مطلبآزادی حقیقی: گذر از سختکیشی
دین و سیاست در نگاه اسپینوزا جداییناپذیرند. منظور از این سخن تأییدِ قانونگذاری دولت در حیطهٔ مسائل دینی نیست. در فصل قبل نقد اسپینوزا را به چنین موضعی دیدیم. دین از نظر اسپینوزا یکی دیگر از راههای اثرگذاری و اثرپذیری برای مردم است. در نتیجه، دین را باید از همان دریچهای نگریست که...
ادامه مطلب-
پهلویگرایی دیاسپورایی و پیوندهایش با راست افراطی جهانی
این یادداشت بر چند فرض تحلیلی تکیه دارد. نخست، در مواجهه با جریان غالب سلطنتطلب در دیاسپورا، نه صرفاً با نوعی قرابت تاکتیکی، بلکه با همپوشانیهای ایدئولوژیک و استراتژیک با راستگرایی افراطی روبهرو هستیم. دوم، این رابطه را باید در چارچوب یک شبکهٔ فراملی راست افراطی فهم کرد. سوم، در این چارچوب، جنسیت، مهاجرت و گفتمان «نجات زنان کشورهای اسلامی» به ابزارهایی برای مشروعیتبخشی سیاسی بدل میشوند. چهارم، نوع خاصی از تصویرسازی از «دشمن داخلی» در متن این پیوندها عمل میکند؛ تصویری که با چپهراسی، کوردستیزی، هوموفوبیا وافغانستانستیزی درهمتنیده است. پنجم، پیامدهای این الگو برای دموکراسی، ساختار آیندهٔ قدرت و سرنوشت مردمان جغرافیای سیاسی ایران، اهمیت تعیینکننده دارد.
ادامه مطلب -
اگر مردم بندگی خواستند چه؟
-
ریشههای پزشکی قدرت سیاسی مدرن
-
کنترل و شدن گفتوگوی ژیل دلوز با آنتونیو نگری
-
در بابِ معمای خط صاف
-
چشماندازهای نظری بر جنبش کارگری در روسیه تزاری
جنبشهای کارگری انقلابی در طول تاریخ پدیدههای بسیار نادری بودهاند. برخلاف آنچه ممکن است از ظواهر امر و سخنپردازیها برداشت شود، ایدئولوژی و کنش انقلابی در کشورهای عمدهی اروپایی صرفا خلافجریانهای زیرین[۱] بودهاند، که البته در برهههای بحران مهمتر از آنچه در حقیقت امر بودهاند به نظر میرسیدهاند. حزب سوسیال دموکرات آلمان، حتی در برههای که غیرقانونی و مطرود بود (۱۸۷۸ تا ۱۸۹۰)، در کلیت خود رادیکالیسم ناسازشکار را رد میکرد و در عوض پذیرای پارلمانتاریسم بود.
ادامه مطلب -
کنترل و شدن گفتوگوی ژیل دلوز با آنتونیو نگری
-
تشکیل میلیشیا در انقلاب فوریه: جنبهای از خاستگاههای قدرت دوگانه
-
حکایت گردن و شمشیر
-
کتاب: سازماندهی آنارشیستی، آنارشیسم در عمل
دموکراسی رادیکال Radical democracy