آوتیس میکائیلیان که عمدتاً با نام سلطانزاده شناخته میشود، در سال 1890 در مراغه، شهر کوچکی در شمالغربی ایران، و در خانوادهٔ دهقانی بهشدت فقیری زاده شد. به نقل از یک منبع ارمنی، در سالهای میان 1903 الی 1906 وی به مدرسهٔ ارمنی کوچکی در شهر زادگاهش وارد شد، شهری که در آن اولین بخش هنچاک بنیانگذاشته شده بود...
ادامه مطلبحزب، نمودار پیکارجو و مسئلهٔ هیجان سیاسی
کارگران «جهشیابنده» در «نبردهای حقیقی سوژگی» از نظر فلیکس گواتاری تاریخ جنبش کارگری را شکل میدهد. منظور او شورشهای انقلابی کمون پاریس، اکتبر ۱۹۱۷ و می ۱۹۶۸ است. اما مسئلهٔ سوبژکتیویتهٔ انقلابی – با ثبتهای احساسی، نشانهای، سازمانی و خیالی آن – مسئلهای است که ...
ادامه مطلبپاتولوژیهای اجتماعی، نقد و انقلاب
شاید پیش از هر چیز، باید از تجربهی سنگین و هولناک این روزها گفت، از خیابان و فشار غلیظ و نیرومندش به سینه و گلویمان. البته هر تلاشی برای گفتن و نوشتن درجا هرز میرود. پیچ کلمات در هیچ مهرهی واقعیتی گیر نمیکند و فقط هرز میچرخد...
ادامه مطلب-
پهلویگرایی دیاسپورایی و پیوندهایش با راست افراطی جهانی
این یادداشت بر چند فرض تحلیلی تکیه دارد. نخست، در مواجهه با جریان غالب سلطنتطلب در دیاسپورا، نه صرفاً با نوعی قرابت تاکتیکی، بلکه با همپوشانیهای ایدئولوژیک و استراتژیک با راستگرایی افراطی روبهرو هستیم. دوم، این رابطه را باید در چارچوب یک شبکهٔ فراملی راست افراطی فهم کرد. سوم، در این چارچوب، جنسیت، مهاجرت و گفتمان «نجات زنان کشورهای اسلامی» به ابزارهایی برای مشروعیتبخشی سیاسی بدل میشوند. چهارم، نوع خاصی از تصویرسازی از «دشمن داخلی» در متن این پیوندها عمل میکند؛ تصویری که با چپهراسی، کوردستیزی، هوموفوبیا وافغانستانستیزی درهمتنیده است. پنجم، پیامدهای این الگو برای دموکراسی، ساختار آیندهٔ قدرت و سرنوشت مردمان جغرافیای سیاسی ایران، اهمیت تعیینکننده دارد.
ادامه مطلب -
اگر مردم بندگی خواستند چه؟
-
ریشههای پزشکی قدرت سیاسی مدرن
-
کنترل و شدن گفتوگوی ژیل دلوز با آنتونیو نگری
-
در بابِ معمای خط صاف
-
چشماندازهای نظری بر جنبش کارگری در روسیه تزاری
جنبشهای کارگری انقلابی در طول تاریخ پدیدههای بسیار نادری بودهاند. برخلاف آنچه ممکن است از ظواهر امر و سخنپردازیها برداشت شود، ایدئولوژی و کنش انقلابی در کشورهای عمدهی اروپایی صرفا خلافجریانهای زیرین[۱] بودهاند، که البته در برهههای بحران مهمتر از آنچه در حقیقت امر بودهاند به نظر میرسیدهاند. حزب سوسیال دموکرات آلمان، حتی در برههای که غیرقانونی و مطرود بود (۱۸۷۸ تا ۱۸۹۰)، در کلیت خود رادیکالیسم ناسازشکار را رد میکرد و در عوض پذیرای پارلمانتاریسم بود.
ادامه مطلب -
کنترل و شدن گفتوگوی ژیل دلوز با آنتونیو نگری
-
تشکیل میلیشیا در انقلاب فوریه: جنبهای از خاستگاههای قدرت دوگانه
-
حکایت گردن و شمشیر
-
کتاب: سازماندهی آنارشیستی، آنارشیسم در عمل
دموکراسی رادیکال Radical democracy