کتاب بورژوا در میانهی تاریخ و ادبیات، نوشتهی نویسندهی ایتالیایی، فرانکو مورتّی (ترجمهی مهران مهاجر و محمد نبوی، نشر آگه، ۱۳۹۷)، از یک «درآمد» و پنج فصل تشکیل شده است. نویسنده طی این پنج فصل تحولات بورژوازی اروپایی را در پنج دوره و از خلال اثر یا آثار ادبی برجستهی...
ادامه مطلبچرا کارگران بهپا نمیخیزند؟
یادداشت مترجمان: شکافهای درونی طبقه کارگر همواره یکی از مهمترین موانع برای سازمانیابی طبقه کارگر بودهاند. شکافهایی همچون جنسیت و نژاد (در مورد ایران قومیت) همواره از ابزارهای مهم در حفظ نابرابری دستمزدی بودهاند. هاوارد بوتوینیک نویسنده کتاب نابرابریهای مزمن...
ادامه مطلبزنده باد کمون؟ قیام طبقه کارگری که دنیا را به لرزه در آورد
مقدمه مترجم: یادآوریها همواره بخشی از وفادارای به جنبشها و انقلابها است، خواه یک انقلاب توانسته باشد به موفقیت دست یابد و پیروز میدان شود و یا اینکه شکست خورده و در هم کوبیده شود. در میان یادآوری شورشها همواره آنانکه سرکوب شدهاند بیشتر ماندگارند تا آنانکه موفق شدهاند...
ادامه مطلب-
پهلویگرایی دیاسپورایی و پیوندهایش با راست افراطی جهانی
این یادداشت بر چند فرض تحلیلی تکیه دارد. نخست، در مواجهه با جریان غالب سلطنتطلب در دیاسپورا، نه صرفاً با نوعی قرابت تاکتیکی، بلکه با همپوشانیهای ایدئولوژیک و استراتژیک با راستگرایی افراطی روبهرو هستیم. دوم، این رابطه را باید در چارچوب یک شبکهٔ فراملی راست افراطی فهم کرد. سوم، در این چارچوب، جنسیت، مهاجرت و گفتمان «نجات زنان کشورهای اسلامی» به ابزارهایی برای مشروعیتبخشی سیاسی بدل میشوند. چهارم، نوع خاصی از تصویرسازی از «دشمن داخلی» در متن این پیوندها عمل میکند؛ تصویری که با چپهراسی، کوردستیزی، هوموفوبیا وافغانستانستیزی درهمتنیده است. پنجم، پیامدهای این الگو برای دموکراسی، ساختار آیندهٔ قدرت و سرنوشت مردمان جغرافیای سیاسی ایران، اهمیت تعیینکننده دارد.
ادامه مطلب -
اگر مردم بندگی خواستند چه؟
-
ریشههای پزشکی قدرت سیاسی مدرن
-
کنترل و شدن گفتوگوی ژیل دلوز با آنتونیو نگری
-
در بابِ معمای خط صاف
-
چشماندازهای نظری بر جنبش کارگری در روسیه تزاری
جنبشهای کارگری انقلابی در طول تاریخ پدیدههای بسیار نادری بودهاند. برخلاف آنچه ممکن است از ظواهر امر و سخنپردازیها برداشت شود، ایدئولوژی و کنش انقلابی در کشورهای عمدهی اروپایی صرفا خلافجریانهای زیرین[۱] بودهاند، که البته در برهههای بحران مهمتر از آنچه در حقیقت امر بودهاند به نظر میرسیدهاند. حزب سوسیال دموکرات آلمان، حتی در برههای که غیرقانونی و مطرود بود (۱۸۷۸ تا ۱۸۹۰)، در کلیت خود رادیکالیسم ناسازشکار را رد میکرد و در عوض پذیرای پارلمانتاریسم بود.
ادامه مطلب -
کنترل و شدن گفتوگوی ژیل دلوز با آنتونیو نگری
-
تشکیل میلیشیا در انقلاب فوریه: جنبهای از خاستگاههای قدرت دوگانه
-
حکایت گردن و شمشیر
-
کتاب: سازماندهی آنارشیستی، آنارشیسم در عمل
دموکراسی رادیکال Radical democracy