شاید طرح آنارشیسم درحکم نوعی تئوری برای سازماندهی تناقضآمیز بهنظر برسد و طبق تعریف این دو را متضاد تصور کنیم. در واقع «آنارشی» معادل فقدان دولت و فقدان اقتدار است. اما آیا میتوان سازمانی اجتماعی داشت بدون اقتدار و فارغ از دولت؟
ادامه مطلبرویداد ژینا
مرگ ژینا یک رویداد بود. رویداد همواره به امر نو گشوده است و نسبتهای مقوم اکنون را بههم میریزد. با به هم ریختن این نسبتها واقعیت جدیدی ساخته میشود، جهان جدیدی گشوده میشود و سوژههای جدیدی تقویم مییابند. رویداد همواره ما را غافلگیر میکند، از قوانین پیشبینیپذیر میگریزد...
ادامه مطلبتأملی در همسرنوشتی و همبستگی فرا-قومی
همدستی قومگرایان داخلی با دولتهای دیگر برای تجزیهٔ ایران، سناریوی محبوب دولت در یک قرن گذشته بوده است؛ دولتی که همواره از سیاست «تفرقهبینداز و حکومت کن» بهعنوان یک تکنیک قدرت استفاده کرده است. در این مقاله استدلال خواهم کرد که قومگرایی و حتی تجزیهطلبی...
ادامه مطلب-
پهلویگرایی دیاسپورایی و پیوندهایش با راست افراطی جهانی
این یادداشت بر چند فرض تحلیلی تکیه دارد. نخست، در مواجهه با جریان غالب سلطنتطلب در دیاسپورا، نه صرفاً با نوعی قرابت تاکتیکی، بلکه با همپوشانیهای ایدئولوژیک و استراتژیک با راستگرایی افراطی روبهرو هستیم. دوم، این رابطه را باید در چارچوب یک شبکهٔ فراملی راست افراطی فهم کرد. سوم، در این چارچوب، جنسیت، مهاجرت و گفتمان «نجات زنان کشورهای اسلامی» به ابزارهایی برای مشروعیتبخشی سیاسی بدل میشوند. چهارم، نوع خاصی از تصویرسازی از «دشمن داخلی» در متن این پیوندها عمل میکند؛ تصویری که با چپهراسی، کوردستیزی، هوموفوبیا وافغانستانستیزی درهمتنیده است. پنجم، پیامدهای این الگو برای دموکراسی، ساختار آیندهٔ قدرت و سرنوشت مردمان جغرافیای سیاسی ایران، اهمیت تعیینکننده دارد.
ادامه مطلب -
اگر مردم بندگی خواستند چه؟
-
ریشههای پزشکی قدرت سیاسی مدرن
-
کنترل و شدن گفتوگوی ژیل دلوز با آنتونیو نگری
-
در بابِ معمای خط صاف
-
چشماندازهای نظری بر جنبش کارگری در روسیه تزاری
جنبشهای کارگری انقلابی در طول تاریخ پدیدههای بسیار نادری بودهاند. برخلاف آنچه ممکن است از ظواهر امر و سخنپردازیها برداشت شود، ایدئولوژی و کنش انقلابی در کشورهای عمدهی اروپایی صرفا خلافجریانهای زیرین[۱] بودهاند، که البته در برهههای بحران مهمتر از آنچه در حقیقت امر بودهاند به نظر میرسیدهاند. حزب سوسیال دموکرات آلمان، حتی در برههای که غیرقانونی و مطرود بود (۱۸۷۸ تا ۱۸۹۰)، در کلیت خود رادیکالیسم ناسازشکار را رد میکرد و در عوض پذیرای پارلمانتاریسم بود.
ادامه مطلب -
کنترل و شدن گفتوگوی ژیل دلوز با آنتونیو نگری
-
تشکیل میلیشیا در انقلاب فوریه: جنبهای از خاستگاههای قدرت دوگانه
-
حکایت گردن و شمشیر
-
کتاب: سازماندهی آنارشیستی، آنارشیسم در عمل
دموکراسی رادیکال Radical democracy