اگر فردی از شما بخواهد تا علت علاقه تان را به این سریال ها برایش توضیح دهید و شما مثل همیشه سعی کنید تا چکیده تجربه خود را از تماشای فیلم ها در تعریف کردن پلات و سرگذشت داستانی کاراکتر ها خلاصه کنید، حتما فکر مرموزی به سراغتان خواهد امد، که چرا احساس می کنم تمام ماجرا در این تولیدات سرگذشت روایی این شخصیت ها نبوده است، زیرا اگر پلات را دنبال کنم که بازتولید دقیق همان کلیشه های coming of age movie و high school movie هستند.
ادامه مطلبدو تز درباره محدودیتهای فلسفه: مارکس و اسپینوزا
در چند ماه گذشته، درست قبل از موج اخیر اعتراضات دانشجویی (در آمریکا که در ادامه در موردش خواهم نوشت)، خودم را گرفتار حالتی از افسردگی دیدم که بهجرأت میتوانم بگویم بیشتر ناشی از شکاف نظریه و عمل است. داستان از این قرار است که تمام روز، یا دستکم بخشی از روز، وقتمان را صرف خواندن کتاب میکنیم و وارد بحثهایی میشویم درباره اینکه دنیا چطور کار میکند و چطور میتوان تغییرش داد.
ادامه مطلبگذشته را با خشم بنگر
جان آزبُرن در سال۱۹۲۹ در لندن به دنیا آمد. پیشه اش را با بازیگری در کُمپانی های رِپِرتوری محلی در سال ۱۹۴۸ آغاز کرد. او پیش از نگارش “گذشته را با خشم بنگر” (۱۹۵۶)، سه نمایشنامه به صورت مشترک نگاشته بود. این نمایشنامه موجب احیایِ کاملِ هنرِ نمایش بریتانیا شد و به رواج اصطلاحِ «مردان جوان خشمگین» کمک کرد که در واقع ارجاع داشت به تعدادی از نویسندگان بریتانیایی دهه ی۱۹۵۰.
ادامه مطلب-
ریشههای پزشکی قدرت سیاسی مدرن
همهگیری کرونا یکی از رویدادهای معاصر بود که سازوکارهای قدرت انضباطی و زیستسیاسی را بهروشنی نمایان ساخت. با این حال، اقداماتی چون ممنوعیت ورود افراد بدون ماسک یا کارت تزریق واکسن به فضاهای عمومی و سلب برخی حقوق اساسی سیاسی آنان صرفاً از طریق زیستقدرت توضیحپذیر نیستند. چنین وضعیتهایی مستلزم دو مؤلفهی مکمل دیگر در قدرت پزشکیاند: نخست، قدرت پزشکی در اعلام وضعیت استثنایی؛ و دوم، تبدیل پزشکی به یک نظام شبهدینی.
ادامه مطلب -
کنترل و شدن گفتوگوی ژیل دلوز با آنتونیو نگری
-
در بابِ معمای خط صاف
-
به نام دموکراسی به کام ناسیونالیسم
-
رأی دادن یا رأی ندادن
-
چشماندازهای نظری بر جنبش کارگری در روسیه تزاری
جنبشهای کارگری انقلابی در طول تاریخ پدیدههای بسیار نادری بودهاند. برخلاف آنچه ممکن است از ظواهر امر و سخنپردازیها برداشت شود، ایدئولوژی و کنش انقلابی در کشورهای عمدهی اروپایی صرفا خلافجریانهای زیرین[۱] بودهاند، که البته در برهههای بحران مهمتر از آنچه در حقیقت امر بودهاند به نظر میرسیدهاند. حزب سوسیال دموکرات آلمان، حتی در برههای که غیرقانونی و مطرود بود (۱۸۷۸ تا ۱۸۹۰)، در کلیت خود رادیکالیسم ناسازشکار را رد میکرد و در عوض پذیرای پارلمانتاریسم بود.
ادامه مطلب -
کنترل و شدن گفتوگوی ژیل دلوز با آنتونیو نگری
-
تشکیل میلیشیا در انقلاب فوریه: جنبهای از خاستگاههای قدرت دوگانه
-
حکایت گردن و شمشیر
-
کتاب: سازماندهی آنارشیستی، آنارشیسم در عمل
دموکراسی رادیکال Radical democracy