این کتاب قصد دارد در جایی شاید نامحتمل نشانههای سازماندهی را بیابد، یعنی در جنبش آنارشیستی. به سازماندهیِ آنارشیستی میپردازد، تعبیری که درنظرِ بسیاری تناقضآمیز بهنظر میرسد. از آنارشیسم درحکم امری که گویی غایتش سازمانزدایی و فقدان سازمان است تصویری کاریکاتوری ساختهاند. یکی از اهدافم در نگارش این کتاب این بود که تصور اکتیویستها، مردم …
ادامه مطلببازار ما را با خود خواهد برد
اگر فردی از شما بخواهد تا علت علاقه تان را به این سریال ها برایش توضیح دهید و شما مثل همیشه سعی کنید تا چکیده تجربه خود را از تماشای فیلم ها در تعریف کردن پلات و سرگذشت داستانی کاراکتر ها خلاصه کنید، حتما فکر مرموزی به سراغتان خواهد امد، که چرا احساس می کنم تمام ماجرا در این تولیدات سرگذشت روایی این شخصیت ها نبوده است، زیرا اگر پلات را دنبال کنم که بازتولید دقیق همان کلیشه های coming of age movie و high school movie هستند.
ادامه مطلبدو تز درباره محدودیتهای فلسفه: مارکس و اسپینوزا
در چند ماه گذشته، درست قبل از موج اخیر اعتراضات دانشجویی (در آمریکا که در ادامه در موردش خواهم نوشت)، خودم را گرفتار حالتی از افسردگی دیدم که بهجرأت میتوانم بگویم بیشتر ناشی از شکاف نظریه و عمل است. داستان از این قرار است که تمام روز، یا دستکم بخشی از روز، وقتمان را صرف خواندن کتاب میکنیم و وارد بحثهایی میشویم درباره اینکه دنیا چطور کار میکند و چطور میتوان تغییرش داد.
ادامه مطلب-
متافیزیک زنکشی
آیا میتوان زنکشی را نه بهعنوان یک رویداد اجتماعی صرف که علل انضمامی مطلقا مشخصی دارد، بلکه بهعنوان فعلیت «بالقوگی خشونت متافیزیک» فهمید؟ چگونه ممکن است چنین خشونتی پیشاپیش در بافت هستی ما لانه کرده باشد؟ و چگونه میشود که متافیزیک، بیآنکه مستقیم به آن اشاره کرده باشد، مسیر بروز آن را هموار کرده باشد؟ درمجموع میتوان گفت در ادامه در پی این هستیم تا نشان دهیم که ریشه امکان زنکشی در متافیزیکی نهفته که قرنهاست سوژه را حول محور نفی، اطلاق و انسجام تصور کرده است.
ادامه مطلب -
پهلویگرایی دیاسپورایی و پیوندهایش با راست افراطی جهانی
-
اگر مردم بندگی خواستند چه؟
-
ریشههای پزشکی قدرت سیاسی مدرن
-
کنترل و شدن گفتوگوی ژیل دلوز با آنتونیو نگری
-
قانونِ اجتماع
«قانونِ اجتماع» نوشتۀ روبرتو اسپزیتو تأملی فلسفی دربارۀ معنای «اجتماع» و نسبت آن با قانون، تکلیف، هدیه و بدهی است. اسپزیتو با بازخوانی اندیشههای روسو، هابز و کانت نشان میدهد که اجتماع نه امری از پیش تحققیافته، بلکه ضرورتی همواره ناممکن است؛ امری که انسان را از خلال فقدان، تعهد و اشتراک به یکدیگر پیوند میدهد.
ادامه مطلب -
چشماندازهای نظری بر جنبش کارگری در روسیه تزاری
-
کنترل و شدن گفتوگوی ژیل دلوز با آنتونیو نگری
-
تشکیل میلیشیا در انقلاب فوریه: جنبهای از خاستگاههای قدرت دوگانه
-
حکایت گردن و شمشیر
دموکراسی رادیکال Radical democracy